سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

178

قواعد السلاطين ( فارسى )

نمىگرديد كه معرفت به علوم دينيّهء حقيقيّه و علم به مسائل فقهيّه داشته باشد ، و انتشار احكام شريعت مقدّسهء مطهّره نمايد . چون شيخ از جبل عامل متوجّه سرير خدمت اعلى مسير گرديد ، وقتى كه به دولت‌آباد اصفهان رسيد ، حجّاب بارگاه جلالت و اركان بانيان آن دولت ، اين خبر مسرّت اثر را به سمع مبارك نوّاب اعلى رسانيدند . آن اعلى حضرت ، با اركان دولت متوجّه استقبال شيخ گرديد و با كمال شفقت و مهربانى ، داخل دار السلطنهء اصفهان ساخت ، و هميشه به فتاوى و احكام شيخ - أعلى اللّه تعالى مقامه - عمل مىفرمود ، و سيصد نفر از غلامان خاصّهء خود را ملازم شيخ گردانيد كه در ركاب سعادت انتسابش ترويج شريعت غرّا به وقوع مىرسانيده باشند . و چون مشّاطهء آفتاب ، نقاب سياه وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى « 1 » از جمال با كمال وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى « 2 » برداشت ، عرايس علوم ابكار از مطلع افق جمال روى بنمودند و گوى اناره در ميدان استداره از كرات نيّرات ثابت و سيّارات بربودند . چون طليعهء لشكر در معركهء فلك و انجمن ملك ، علم نور علم از مطلع ظهور برافراشت و طوق و بيرق عسكر ظلمت جهل پيكر غسق را به نيروى بازوى فلق ، از صحن اين مرغزار زبرجد نسق برانداخت ، و جواهر مسايل ، بىمساعدت خاطر آن صاحب عيار كامل ، در ميزان خرد ، وزنى و خطرى نداشت ، و سبيكهء دلايل را بىامتحان صرّاف طبع نقّاد او در چهارسوى ضماير ارباب بصاير ، گرمى بازارى نبود ؛ نقود اصول و فروع كه چهرهء رواج و ناصيهء ابتهاجشان از دست قلب‌پرستان مذاهب فاسدهء چهارگانه در چهارسوى زمانه ، دژم و درهم بود ، به حسن اهتمام ضمير صاف بىغشّ او رواج تمام يافت ، و سيم روى اندود بدعت و بهتان ، و تشريع قياس و استحسان كه دستگاه دكّان‌داران بىسرمايه و قلّابان چهارسوى غوايت بود ، در بوتهء امتحان طبع

--> ( 1 ) . ليل / 1 . ( 2 ) . همان / 2 .